این غیرت است یا حسادت ؟
متاسفانه طی هفته های گذشته و بعد از چند نتیجه نه چندان خوب تراکتور
سازی عده ای که ما انرا " درکمین نشسته ها " نامیدیم شروع به سم پاشی و
ایجاد حاشیه علیه سرمربی تیم نمودند تا شاید با اخراج کمالوند فضا برای
حضور انها در تراکتور مهیا گردد.
اقایان بی تعصب و امتحان پس داده ای که هیچ عملکرد مثبتی در کارنامه
خود ندارند و تنها و تنها سقوط و افول فوتبال تبریز کلیت عملکرد انان در
عرصه مربیگری را شکل میدهد طی هفته های گذشته از طرق مختلف بیانیه صادر
کرده و عملکرد تیم و سرمربی انرا مورد انتقاد قرار داده اند گویی که هیچ
کس از سطح دانش فوتبالی و عملکرد ورزشی انها در عرصه مربیگری اطلاعی ندارد
و البته تعصب و غیرت خود را نیز بارها و بارها با ناکامی فوتبال تبریز
نشان داده اند به نحوی که اگر مدیری قصد نابودی تیم خود و انحلال انرا
داشته باشد قطعا چند مربی نام اشنای متاسفانه بومی در صدر فهرست وی قرار
خواهد گرفت.
به هر حال اگر از تمامی این موارد عبور کنیم نمیتوانیم به سخنان جالب و
عجیب و قابل تامل اصغر اعتباری بی اعتنا باشیم. اقای اعتباری چندی قبل در
مصاحبه با ایرنا از سرمربی به قول ایشان جوان و بی تجربه تیم انتقاد کرده
و بر خلاف نظر سرمربی تیم و هوادران مطلع و فوتبال شناس ضعف را در
بازیکنان خط حمله تیم ندانسته و انرا نیز متوجه سر مربی تیم و عدم تمرین
دهی صحیح وی دانسته است.
متعجبیم که چرا اقای اعتباری دانش و تجربه فراوان خود را سال قبل در
تیم ماشین سازی به کار نگرفت تا این تیم زنگ تفریح حریفان نبوده و به لیگ
دو سقوط نکند.
سخن اخر هم پاسخ سرمربی تیم به مدعیان میباشد که گفت : "اقایان طی هشت
سال گذشته کجا بودند ؟" البته دو سال اخر قبل سقوط تراکتور به لیگ یک نیز
پیشکش اقایان!
تراکتورسازی نیازمند اجتناب از اشتباهات نیم فصل اول در جذب بازیکنان
تیمهای شرکت کننده در لیگ برتر 6 سهمیه
لیگ برتری دارند اما تراکتورسازی در فصل نقل و انتقالات ضعیف عمل نمود.
این تیم هیچ بازیکن سرشناس و شاخصی که تیمهای دیگر برای جذب آن خیز
برداشته باشند را نتوانست جذب نماید. حسن رودباریان، فرهاد خیرخواه،
مهرداد پولادی، الو ترائوره، دنی اولروم و محمد باقر زعفرانی 6 سهمیه لیگ
برتری تراکتورسازی می باشند که همگی بازیکنان متوسطی بوده که در فصل قبل
بیشتر نیمکت نشین بوده و حتی برخی از آنها با قرار نگرفتن در لیست 18 نفره
تیم خود اغلب سکونشین بودند و در اصل این بازیکنان جزو خروجی ها و مازاد
بر نیاز تیم خود بودند. از میان این بازیکنان تنها فرهاد خیرخواه و مهرداد
پولادی بطور نسبی عملکرد موفقی داشته اند.
با
توجه به پر شدن سقف 6 سهمیه لیگ برتری، تیم نخواهد توانست هیچ بازیکن لیگ
برتری جذب نماید همچنین طبق آیین نامه نقل و انتقالات لیگ برتر هر یک از
تیمها می توانند حداکثر 4 بازیکن خارجی را جذب نمایند که با در نظر گرفتن
چهار بازیکن خارجی تیم، هیچ سهمیه خالی جهت جذب بازیکن خارجی نیز وجود
ندارد بنابراین با این اوصاف تیم نخواهد توانست بازیکن شاخصی به جمع خود
اضافه نماید مگر اینکه اقدام به مبادله بازیکن با سایر تیمهای لیگ برتری
نماید. تراکتورسازی در همه خطوط خود احتیاج به بازیکن با کیفیت و شاخص
دارد ولی با توجه به اینکه هیچکدام از مهاجمانش یک تمام کننده قهار نیستند
و به همین دلیل موقعیتهای گل صد در صد این تیم یکی بعد از دیگری به هدر می
رود تیم باید سریعاً یک مهاجم ششدانگ به جمع خود اضافه نماید. بدیهی است
که هر قدر فصل جلوتر می رود فشردگی حاکم بر بازیها نیز زیاد شده و نتیجه
گیری برای تیمها سخت تر می گردد به همین خاطر حضور چنین مهاجمی ضروری به
نظر می رسد.
به
اعتقاد راقم این سطور، بازیکنی مانند حسین بادامکی که حضورش در
تراکتورسازی تقریباً شکل رسمی به خود گرفته است، علیرغم سالها تجربه حضور
در لیگ برتر به دلایل ذیل نمی تواند در این تیم مثمر ثمر باشد:
1-
این بازیکن بیشتر فصل قبل را به دلیل آسیب دیدگی رباط صلیبی اش خارج از
میدان طی نموده است. هر چند که رباط صیلبی پاره ننموده بود اما شرایط بازی
را نیز نداشت.
2-
در فصل کنونی نیز در بیشتر بازیهای پرسپولیس به بازی گرفته نشده و به دلیل
عدم موفقیت در جلب نظر کرانچار به عنوان بازیکن مازاد در لیست فروش این
تیم قرار گرفته است. بدیهی است که بازیکنان متوسط و یا خروجی های سایر
تیمها نمی توانند در تراکتورسازی مفید باشند. حسین بادامکی در بهترین حالت
ممکن، مفیدتر از بازیکنانی مانند فرهاد خیرخواه نخواهد بود.
3-
این بازیکن از نظر سنی نیز در شرایطی است که سالهای اوج فوتبال خود را پشت
سر گذاشته و تقریباً در سالهای اتمام فوتبال خود قرار دارد.
4- به دلیل وضعیتی که در دو فصل اخیر با آن مواجه بوده است از نظر روانی و جسمانی نیز در وضعیت مناسبی قرار ندارد.
5-
پست بازی این بازیکن هافبک تهاجمی می باشد. در بازیهای پرسپولیس در سمت چپ
زمین، پشت سر مهاجمان به کار گرفته می شد یعنی دقیقاً همان پستی که جاسم
کرار بازی می نماید. تراکتورسازی به بازیکنی با خصوصیات و در پست بازی
بادامکی نیاز ندارد. استفاده بهینه از توانایی های جاسم کرار قطعاً منطقی
تر از جذب بازیکنی مانند بادامکی می باشد که جای یک بازیکن تیم را نیز
اشغال خواهد نمود.
با
در نظر گرفتن مشکلات، کمبودها و ضعفهایی که تراکتورسازی در نیم فصل اول با
آن دست به گریبان بوده است بازیکنی با شرایط ذیل می تواند به تیم کمک
نماید:
1- مهاجمی ششدانگ در سطح غلامرضا رضایی که ظاهراً جذب تیم فولاد گردیده است.
2-
بازیکنی که از لحاظ سنی در وضعیت مطلوبی قرار داشته باشد یعنی نه خیلی کم
سن و سال و نه پا به سن گذاشته باشد و انرژی، روحیه و انگیزه لازم را
داشته باشد. در کل بازیکنان جویای نام بیشتر از بازیکنانی که به حد اشباع
رسیده و در سالهای آخر فوتبال خود قرار دارند می توانند به تیم کمک
نمایند. فراموش ننماییم که ستاره تیمی مثل سایپا در فصل کنونی کریم انصاری
فرد می باشد که فقط 19 سال دارد و از 16 سالگی جزو بازیکنان ثابت و
تأثیرگذار این تیم بوده است. چنین بازیکنانی با انرژی بالا، قدرت دوندگی و
روحیه جنگندگی خود می توانند شرایط را به نفع تیم متبوع خود برگردانند.
3-
تراکتورسازی اگر در جذب یک تمام کننده قهار موفق نبود یک بازیکن میانی
طراح و محوری قدرتمند که توانایی زیادی در بازیسازی و اجرای تاکتیکهای
تیمی داشته باشد را می تواند جذب نماید. در چنین حالتی فراز کمالوند می
تواند لئوناردو پیمنتا را به خط حمله منتقل نموده و با آزاد نمودن وی از
قید و بند بازیسازی از استعداد گلزنی اش جهت قویتر نمودن خط آتش تیم
استفاده نماید.
تراکتورسازی
نباید محل تجمع بازیکنان مشکل دار و بدرد نخور تیمهای دیگر باشد. هر چند
که می دانیم تیمهایی مثل استقلال و پرسپولیس شرایط و رویکرد خاص خود را
دارند ولی در لیگ برتر تراکتورسازی با چنین تیمهایی رقابت می نماید و
قطعاً بازیکنان خروجی و مازاد آنها نمی توانند در تراکتورسازی موفق گردند.
مدیریت باشگاه و فراز کمالوند باید از اشتباهات نیم فصل اول در جذب
بازیکنان پرهیز نمایند.
نوشته شده توسط هادي ملايي در دوشنبه 18 آبان1388 و ساعت 20:21